پسری ما دو هفته از عمرش گذشت.
مواردی که تو این دو هفته دیدیم ازش به شرح زیر است: ۱- همونطور که تو شکم سکسکه میکرد. از همون روز اول تولدش سکسکه ای شده بچه ام! هر روز دو سه باری رو سکسکه میکنه و تموم شدنش هم با خودشه ،هیچ کاری نمیتونیم بکنیم. فقط طفلکی معصومانه ما رو نگاه میکنه! ما هم همینطور ۲- بچه ام فقط غر غرو و اخموه! خدا رو شکر خیلی گریه ای نیست. ولی گریه هم که میکنه تو مایه های جیغ بنفشه! ۳- ساعت شیرش رو هم خودش رعایت میکنه و سر دو ساعت بیدار میشه که شیر بخوره. من هم هیچ کاری تو کاهش و افزایش این زمان نمیتونم بکنم! ۴- صبحها خوب میخوابه ولی شبها خوابش سبکه! این هم یه عکس از پسر کچل ما در حال شعار دادن! راستی من یه مدتی خونه مامانم هستم به خاطر همین نمیتونم به همه سر بزنم. ممنون از شماها که به یاد ما هستید. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

+ نوشته شده درچهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 14:40 توسط تیستو و نی نی |
سلام به همه![]()
من اومدم بگم پسر ما همون روز سه شنبه
ساعت ۶ و ۲۵ دقیقه صبح به دنیا اومد.![]()
روز بعدش هم خدا رو شکر چون مشکلی نداشتیم مرخص شدیم.![]()
پسری دیگه بیکار نیست خودش بیاد وبلاگش رو آپدیت کنه،
آخه خیلی کارای دیگه هست که الان میتونه انجام بده،![]()
اون موقع همه کاراش رو مامانی انجام می داد
این آقا پسر وقت میکرد بیاد تو وبلاگش بنویسه
ولی الان دیگه دیدن و شنیدن و خوابیدن و بیدار شدن
و البته خوردن و یه کار دیگه بعد از خوردن کردن ![]()
و غر زدن و البته و صد البته همچنان سکسکه کردن ![]()
رو باید تنهایی انجام بده
وقت کم میاره دیگه! چیکار کنه؟![]()
البته بماند که هنوز دلش یاد گذشته ها رو میکنه
و دلش نمیاد که مامانی ازش جدا بشه
پس اینکه فکر کنید من به عنوان مامانی ایشون وقت میکنم
که بیام و به جای ایشون بنویسم اشتباهه![]()
الان هم فقط اومدم که خبر تولد بدم بهتون
باشه تا یه فرصت دیگه![]()
+ نوشته شده درجمعه هشتم شهریور 1387ساعت 13:26 توسط تیستو و نی نی |