تبليغاتX
تیستو مامان شده

تیستو مامان شده

خاطرات مسافر از راه رسیده

هفته پیش روزهای عمر پسرک ما سه رقمی شد.

به همین مناسبت این وروجک ما رو با یه سری کارهای جدید شگفت زده کرد

آخه باورتون نمیشه یه تغییراتی کرد ییهویییییییییی!

۱- پستونک میگیره و با پستونک می خوابه !

۲- یه کمی شیشه شیر رو بهتر مک میزنه!

۳- شبها میخوابهههههههههههه گوش شیطون کر!

یه مدتی شده بود بیدار که میشد شبها با گریه بیدار میشد

و باید حتما حداقل یه دور می چرخوندیمش بعد میخوابوندیمش

ولی از همین یکی دو روز مونده به صد روزگی شبها میفته می خوابه

بدون بیدار شدن نه البته!!

هر دو ساعت شیرش رو میخوره

و گاهی هم می بینم بیدار شده واسه خودش دور و برش رو نگاه میکنه!!

ولی خب سحر خیزه حسابی و ساعت ۵ بیداره

من طفلکی!

ولی همین که گریه نمیکنه راضیم!

پسرکم صد روزگیت مبارک

صد سالگیت رو ببینم مادر!!

(نکته رو داشتید؟؟)

+ نوشته شده دردوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 10:8 توسط تیستو و نی نی |


۱-قبل از اینکه از کورش خان خبری باشه،

پدر من همه اش میگفت دوستانش که نوه دارند

میگن بچه بادومه و نوه مغز بادوم...

آخه یعنی چی مگه میشه آدم کسی رو بیشتر از بچه خودش دوست داشته باشه

حالا سه روز که تو هفته خونشون هستیم

دو روزی هم که نیستیم زنگ میزنه و حال نوه اش رو می پرسه

۲- مامان من می گفت،

من دیگه بچه های خودم رو بزرگ کردم،

بچه دار می خواهی بشی رو من حساب نکن برای نگهداریش

حالا سه روز هفته نگهش میداره

وقتی هم که میخوام ببرمش خونه اون یکی مادربزرگش

یه روز اون نگه داره،

باز میگه اگه اذیتشون میکنه من هم بیام

۳- حالا دیگه کسی بهمون زنگ نمیزنه حال ما رو بپرسه

همه زنگ میزنن حال کورش رو بپرسند

۴- حالا دیگه هرکی هرجا میره برای کورش خرید میکنه

به اینا میگن دلتنگیهای یه مامان حسود

ولی خب خداییش بد هم نشده،

قبل از کورش تلفن ما سال به سال هم زنگ نمیزد

حالا در روز حداقل یه دو سه باری خانواده بهمون زنگ میزنن

سه ماهگی کورش هم گذشت

یعنی مرخصی من نصف شد!

کی می تونه دیگه برگرده سرکار؟

 

 

+ نوشته شده درشنبه نهم آذر 1387ساعت 15:53 توسط تیستو و نی نی |