تبليغاتX
تیستو مامان شده

تیستو مامان شده

خاطرات مسافر از راه رسیده

این همه مدت طولانی مراقب بودیم که در معرض بیماریها قرار نگیریم

آخرش خود بیماری اومد تو خونه مون و مچمون رو گرفت

یعنی اینکه کورش بعد از هشت ماه و خرده ای

اگه دقیق تر بخوام بگم هشت ماه و هشت روز

سرما خورد!

فکرش رو بکنید یک خانواده کوچک از خانواده های فامیل

بعد از این مدت هشت ماه و پنج روز اومدن خونه مون

تا تازه کورش رو ببینند و البته عید دیدنی بکنند

تو این مدت نیومده بودند چون نی نی شون به خاطر مهدکودک رفتن

هی مریض میشده و میخواستن مراعات ما رو بکنند

خلاصه باز هم نی نی شون آخر مریضیش بود

نی نی ما رو مریض کرد

به همین سادگی!

این شد که آق پسر ما یه هفته ای هست که سرفه میکنه

و یه نمه بینیش فین فینیه

ولی خب از شیطنتش نکاسته و

تو این مدت مریضی یاد گرفت که دیگه راحت بگیره از اینور و اونور بلند شه

بچه ام خیلی هم شجاعه فکر میکنه دیگه آخرشه

بلند که میشه از این لبه ول میکنه اون یکی لبه رو بگیره

اینه که کله پا میشه دیگه!

حتی وقتی کنارشیم نمیدونم چطوری میشه که میفته زمین و ...

به هرحال این بود انشای ما!

ته نوشت: دسترسی به اینترنتم خیلی کم شده

به خاطر این مریضی و درس و دانشگاه تو خونه هم اینترنت کم وصل میشم

اینه که مدتهاست نتونستم به دوستان سر بزنم

یا گاهی هم سر زدم و وبلاگها رو باز کردم ولی دیگه فرصت کامنت گذاشتن نداشتم

شرمنده همه تونم

+ نوشته شده درسه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 8:15 توسط تیستو و نی نی |


بله داشتم میگفتم!

چی رو ؟ خب بابا جون یه ذره صبر داشته باشید

داشتم میگفتم که من تصمیمم رو گرفتم

میخوام نوازنده بشم!

تعجب نداره که ...

آخه این شغل بابا و مامان جان بنده که به درد نمیخوره

مهندس؟!! آخه اصلا این هم شد کار؟

صبح زود باید بیدار شن

بدو بدو حاضر شن برن بیرون

بعدش هم بیان خونه عصری

آخرش هم وقتی پرستار من میگفت من انقده پول میخوام!

میگفتن ما خودمون حقوق روزانه مون از انقده خیلی کمتره!!

پس من هم مهندس نمیخوام بشم اصلا اصراری نکنید!!

میخوام نوازنده بشم مثل دایی مجید

صبحها تا هر وقت بخواد میخوابه!

بعدش حالا هر از گاهی لطف میکنه میره مغازه بابایی

راحت براش زن میگیرن بدون اینکه خونه و شغل و...داشته باشه

البته شغلش همون مثلا مغازه بابایی کار کردنه

بعدش میشینه همه اش تو اتاقش ساز میزنه

اینترنت هم که کار میکنه درباره سازه

یه عالمه هم ساز داره تو اتاقش

از در و دیوارش هم ساز ریخته همینطوری

من هم عاشق اتاقشم

تا میذارنم تو روروئک بدو بدو خودم رو میرسونم به اتاق دایی جون

انقده هم به سازاش نگاه کردم و هی خواستم بزنم

برام رفت بهترین عیدی رو خرید!!

این هم من و عیدیم:

اینجا هم اولین کنسرتم رو برگزار کردم:

می بینین چه هنرمند خاکی ای هم هستم؟

اجازه میدم طرفدارام بیان نزدیکم!! 

 

+ نوشته شده درجمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 10:36 توسط تیستو و نی نی |