خب ديدين سر قولم بودم راستش تو اين مدت طولاني كورش ده ماهش تموم شد. از همه جا ميگيره و مي ايسته البته با توجه به حواس پرتي هرلحظه احتمال سقوطش هم ميره، سرعت چهاردست و پاش به نور ميرسه هرچند به طرز عجيبي چهاردست و پا ميره يعني پاي چپش رو كفش رو ميذاره زمين مثل قدم برداشتن بعد پاي راستش رو دنبالش ميكشه! تعداد دندوناش به 4 تا و نصفي رسيده و البته همين تعداد كافيست كه بازو و كتف و دست و پا و...كسي در امان نباشه! همچنان عاشق موسيقيه و البته كنسرتهاي موسيقي سنتي رو به طرز عجيبي نگاه ميكنه طوري كه تكون نمي خوره ولي خب موسيقي پاپ و رپ رو هم براي قر دادن خوب ميشناسه عملاً بچه ام چند بعديه. اينطور نيست كه رو چيزي تعصب داشته باشه ولي خب فعلا اون سه تاري كه عيدي گرفته بود بي تار شده بس كه دونه دونه تارهاش رو كند گذاشت كف دستمون! يه بار هم موهاش رو كوتاه كرديم چون هم خيلي گرماييه و عرق ميكرد و هم موقعي كه عصباني مي شد سريع ميگرفت موهاي خودش رو ميكشيد!! عاشق فوتباله...توپش رو از بالاي كوه هم كه باشه ميره مياره كه باهاش فوتبال بازي كنيم! كتاب رو هم دوست داره. حتي گاهي خودش ميشينه كتاب ميخونه! جالب اينجاست كه از كتابهايي كه عكس بچه ها رو به صورت نقاشي رسم كرده باشه خوشش نمياد! ولي كتابهايي كه توش عكس بچه ها به طور واقعي هست رو دوست داره و خيلي خوب ارتباط برقرار ميكنه يكي دوتايي هم رفتيم سفر آخريش هم تعطيلات آلودگي هوا بود كه رفتيم شمال هرچند بعد از رفتن فهميديم كه ما تعطيل نبوديم! به علاوه يكي دو تا ني ني پارتي رفتيم كه آخريش همين هفته قبل از آلودگي هوا بود كه رفتيم پارك مادران خب اين هم چند تا عكس: رفتيم شهركرد خونه سارا اينا راستي راي هم داديم! خاله سميرا به خدا ما هم مياييم پارك تابستون چقدر خوبه ، ميشه همه اش لختي گشت اين هم پارك پارتي: 




+ نوشته شده دریکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 9:57 توسط تیستو و نی نی |
درود
ممنون از دوستان كه جوياي احوال ما بودند،
راستش يه مدت در انتظار پايان ترم بودم و
اينكه امتحانات رو ميدم و راحت ميشم
در نتيجه بدو بدو همه اش مشقام رو مي نوشتم،
يه مدت هم شور و شوق انتخابات داشتم
يه مدت هم تنبل شده بودم،
تا اينكه ...
بعد از انتخابات و مسائل متنوعش
باعث شد كه امتحانام كنسل شه!
باعث شد كه يه سري سايتها مثل بلاگفا برام فيلتر شه!
باعث شد كه وقتي تو شركتم از اينترنت محدودم تنها گاهي براي خواندن اخبار استفاده كنم،
باعث شد كه هروقت ميومدم سراغ اينترنت برم سراغ سايتهاي خبري،
و همه اينها باعث شد كه اعصاب واسم نمونه!
ولي خب براي اينكه اعصابم رو تو خونه براي كورش آروم نگه دارم
سعي كردم تو خونه ديگه اينترنت كار نكنم كه يه موقع نرم سراغ سايتهاي خبري،
اين بود كه ديگه نتونستم از اكانتهاي تو خونه براي وصل شدن به بلاگفا
و آپديت كردن اين وبلاگ استفاده كنم.
امروز هم در كمال تعجب تو شركت بلاگفا رو مجدد چك كردم
و ديدم كه باز شده.
پسسسسسس
بلاگفا بلاگفا ما داريم مياييم
دوستان وبلاگي ما داريم مياييم
از اين به بعد من و كورش رو بيشتر خواهيد ديد.
قول ميدم يه بار تو خونه فقط بشينم پاي وبلاگهاي شما
دلم براي همه تون تنگ شده.
فردا انشالله ميام و يه پست با عكسهاي جديد كورش ميذارم
و از كورش مينويسم كه ديگه كمتر از دو ماه تا يه سالگيش مونده.
پس تا فردا
+ نوشته شده درشنبه بیستم تیر 1388ساعت 14:12 توسط تیستو و نی نی |