تبليغاتX
تیستو مامان شده

تیستو مامان شده

خاطرات مسافر از راه رسیده

 

۱- اول به مامان اعتماد می کنیم!

اول به کمک مامان

۲- بعد که دیدیم میخواد کلک بزنه بگه تموم شد ،

خودمون دست به کار میشیم.

۳- اینطوری برمیداریم!(به حالت انگشتان توجه شود!)

۴-خوب نگاه میکنیم که تعداد کافی باشد!

۵- نوش جان

+ نوشته شده درپنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 23:13 توسط تیستو و نی نی |


از دوستاني كه تولد كورش رو تبريك گفتن متشكرم.

دليل تأخيرم براي نوشتن پست تولد

فقط يه امر خير بود: سفر!

راستش به دليل ترس از مراسم افطاري

تولد كورش رو يه هفته زودتر برگزار كرديم.

اين هفته هم كه تولد راست راستكيش بود

رفتيم شمال كه يه استراحتي كرده باشيم

و آماده بشيم براي جنگ با امتحانات

ميدونيد كه دانشگاه تهران شده حسني و امتحاناش رو انداخته شهريور ماه.

بالاخره پسرك كوچولوي خونه ما

سوگلي محله

شد يه گل يه ساله

روزهاي خيلي خوبي رو با هم گذرونديم

خيلي سريع گذشت

همه بي خوابيها

همه دغدغه هاي واكسنها

همه دغدغه هاي بدغذايي ها

همه دغدغه هاي شيرين دندون در آوردنها

همه دغدغه هاي ايستادنها و افتادنها

يه سال رو اينجوري گذرونديم تا آماده بشيم بقيه اش رو هم اينطوري بگذرونيم.

آقا كوچولوي ما هنوز راه نميره.

آقا كوچولوي ما هنوز و البته بيشتر و بدتر وقتي از مامانش ميخواد جدا شه گريه ميكنه

آقا كوچولوي ما ياد گرفته چطوري همه رو سر كار بذاره

آقا كوچولوي ما تازه لجبازي رو ياد گرفته و مخالفت ميكنه با مخالفت با خودش!

و اين داستان ادامه دارد.

كورش و كيك تولد

+ نوشته شده دریکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 9:7 توسط تیستو و نی نی |