تبليغاتX

 Lilypie Expecting a baby PicLilypie Expecting a baby Ticker تیستو مامان می شود - چه باحال میشه

 

 

 

   

 تیستو مامان می شود

  خاطرات مسافری که تو راهه
   
تیستو 28 سالشه، 5 سال از ازدواجش میگذره،مهندسه، مشغول به کاره، تازه امسال فوق لیسانس هم قبول شده و از بهمن کلاساش شروع شده، دلش نی نی میخواسته ولی به خاطر یه سری شرایط انتظارش رو نداشته، حالا منتظره...
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
اسباب بازي
جدول رشد كودك2
جداول رشد كودك1
تعيين سن بارداري بر اساس سايز جنين
تخت و كمد نوزاد
فیلمهای رشد جنین
اینم از رشد مامان جنین
عکسهای سه بعدی جنین
افزایش سایز جنین در مقایسه با گیاهان
اسم اسم اسم
ترانه های کودکان
کتابخانه والدین
مرکز جنین ایرانیان
نی نی سایت
فرهنگ نام گذاری
سایت کودکانه
موسسه مادران امروز
کتاب کودک
پروفسور سلطانزاده
Amazing Pregnancy
بارداری و زایمان
آمادگی دوران بارداری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386

پیوندها
نیکا کوچولو
نی نی های مردادی
فرشته کوچولوی بهشت ما(شیلا)
برای نخود و فندقم
هدیه ای دیگر
نی نی متولد مهری(لیلا)
نی نی ناز و مامان باباش
زندگی در کنار تو زیباست(روشن)
از آسمون هفتم(پاییزا)
خاطرات مامان جون راحله
داداش هومن خودمون(كتايون)
خاطرات کودک من(ایرن)
نی نی تو راهی
آقا ایلیا
مسافر کوچک(آذین)
خاطرات النا(مامان صنم)
پارميدا خانم (مامان ميتي)
میهمان ارزشمند الهی(شیوا)
هدیه آسمانی(ری را)
زندگی خوب من (مژگان)
کودک ما( آذر)
ققنوس
دلبند(آزيتا،بازكن، منم)
يه مامان منتظر(طاها كوچولو)
عسل بانو و ني ني
خاطرات من و همسر(ليلا)
جاودانه (الي)
ما و تو (يه شازده پسر)
نيلوفر نازگل مامان(پرند)
من هم مامان شدم (حسين و عاليه)
آقا پسر خوشگل ما(افشين مامي)
الناز و دختر خوشگلش
سرآغاز زندگي (مريم مادر)
زندگي من( فربد و ترمه)
دل نوشتهاي مادرانه
ماهان عسلي

آمار و فيد وبلاگ
Free counter and web stats  RSS 

طراحی قالب

POWERED BY
BLOGFA.COM
 

 چه باحال میشه

 آقا یکی از دوستام که اولش فکر میکردن پسره،

الان معلوم شده که دختره،

مامانی و بابایی بدجوری ترسیدن

هی میگن اگه دختر شد چیکار کنیم،

آخه میدونین، 

مامانی و بابایی من که میدونین یه کمی تنبلن،

صد سال قبل که من بخوام اصلا به دنیا بیام

بابایی یه اسم پسری رو دوست داشته،

حتی دیگه رو یه اسم دیگه هم فکر نکردن...

گفتن اسمش رو همون میذاریم.

اون اولا که نمیدونستن دخترم یا پسر،

خودشون رو کشتن دو تا هم اسم دختر پیدا کردن،

بعد هم که فهمیدن من پسرم،

ذوق کردن که همون اسم اول خوبه!

حالا هم مشکلشون میدونین چیه!

این که میگن کی میخواد اسم فکر کنه ، یک،

دو هم اینکه از اینکه تو مدینه یه عالمه لباس و اسباب بازی خوشگل

دخترونه دیدن و نخریدن حالا حسرتشون میمونه رو دلشون،

ولی حتی نمیگن که یه سری از لباسهایی که خریدیم هم پسرونه است،

میگن همونا رو میپوشونیم بهش.

نمیخوان حتی برن واسه من لباسهای جدید و اسباب بازیهای جدید بخرن

حالا قراره مامانی فردا باز بره دکتر تا ببینه چی به چیه!

به نظرتون ممکنه من هم عوض بشم؟

 

   نوشته شده دردوشنبه دوم اردیبهشت 1387  ساعت 12:37  توسط تیستو و نی نی