تبليغاتX

 Lilypie Expecting a baby PicLilypie Expecting a baby Ticker تیستو مامان می شود - شبگردی چه حالی میده

 

 

 

   

 تیستو مامان می شود

  خاطرات مسافری که تو راهه
   
تیستو 28 سالشه، 5 سال از ازدواجش میگذره،مهندسه، مشغول به کاره، تازه امسال فوق لیسانس هم قبول شده و از بهمن کلاساش شروع شده، دلش نی نی میخواسته ولی به خاطر یه سری شرایط انتظارش رو نداشته، حالا منتظره...
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
اسباب بازي
جدول رشد كودك2
جداول رشد كودك1
تعيين سن بارداري بر اساس سايز جنين
تخت و كمد نوزاد
فیلمهای رشد جنین
اینم از رشد مامان جنین
عکسهای سه بعدی جنین
افزایش سایز جنین در مقایسه با گیاهان
اسم اسم اسم
ترانه های کودکان
کتابخانه والدین
مرکز جنین ایرانیان
نی نی سایت
فرهنگ نام گذاری
سایت کودکانه
موسسه مادران امروز
کتاب کودک
پروفسور سلطانزاده
Amazing Pregnancy
بارداری و زایمان
آمادگی دوران بارداری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386

پیوندها
نیکا کوچولو
نی نی های مردادی
فرشته کوچولوی بهشت ما(شیلا)
برای نخود و فندقم
هدیه ای دیگر
نی نی متولد مهری(لیلا)
نی نی ناز و مامان باباش
زندگی در کنار تو زیباست(روشن)
از آسمون هفتم(پاییزا)
خاطرات مامان جون راحله
داداش هومن خودمون(كتايون)
خاطرات کودک من(ایرن)
نی نی تو راهی
آقا ایلیا
مسافر کوچک(آذین)
خاطرات النا(مامان صنم)
پارميدا خانم (مامان ميتي)
میهمان ارزشمند الهی(شیوا)
هدیه آسمانی(ری را)
زندگی خوب من (مژگان)
کودک ما( آذر)
ققنوس
دلبند(آزيتا،بازكن، منم)
يه مامان منتظر(طاها كوچولو)
عسل بانو و ني ني
خاطرات من و همسر(ليلا)
جاودانه (الي)
ما و تو (يه شازده پسر)
نيلوفر نازگل مامان(پرند)
من هم مامان شدم (حسين و عاليه)
آقا پسر خوشگل ما(افشين مامي)
الناز و دختر خوشگلش
سرآغاز زندگي (مريم مادر)
زندگي من( فربد و ترمه)
دل نوشتهاي مادرانه
ماهان عسلي

آمار و فيد وبلاگ
Free counter and web stats  RSS 

طراحی قالب

POWERED BY
BLOGFA.COM
 

 شبگردی چه حالی میده

 آقا من جدیداً یاد گرفتم شبها واسه خودم معلق بزنم

راستی از "آقا" گفتنم حتماً فهمیدید ماجرا چیه دیگه!

ما همون نی نی گل پسر مامان و بابا موندیم فعلاً

تا اطلاع ثانویه!

خب داشتم میگفتم،

مامانی فقط بعضی شبها که پاش میگیره یا

تشنه اش میشه یا بالاخره به یه دلیل دیگه ای بیدار میشه

میفهمه که بعله همونی که میترسیده سرش اومده

از چی میترسیده؟

صبر کنید میگم...

این مامانی و بابایی ما همیشه همیشه به خواب شبشون خیلی اهمیت میدن

البته میگن دلیلش اینه که وقتی ازدواج کردن بابایی سرباز بوده

صبحهای خیلی زود باید میرفته

اینا هم عادت کردن شبها زود بخوابن

حالا هی میگفتن اگه نی نی شبها بیدار بشه

کی قراره بهش برسه؟؟

به نتیجه نمیرسیدن...

حالا فعلا که من این پروژه رو شروع کردم

ببینم چی میشه...

حداقل میتونم مامانی رو عادت بدم که شبها یه کم بیشتر بیدار بمونه یا نه

هرچند که انقدر سنگین میخوابه که اصلاً متوجه نمیشه،

فقط وقتایی که به دلایل بالا بیدار میشه می بینه

که من مشغول فعالیتم....

کی زورم زیاد میشه که لااقل یه موقعهایی یه لگد بزنم محکم

که هر دوشون از خواب بپرن

   نوشته شده درپنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387  ساعت 9:51  توسط تیستو و نی نی