تبليغاتX

 Lilypie Expecting a baby PicLilypie Expecting a baby Ticker تیستو مامان می شود - ماماني كتابخوان مي شود

 

 

 

   

 تیستو مامان می شود

  خاطرات مسافری که تو راهه
   
تیستو 28 سالشه، 5 سال از ازدواجش میگذره،مهندسه، مشغول به کاره، تازه امسال فوق لیسانس هم قبول شده و از بهمن کلاساش شروع شده، دلش نی نی میخواسته ولی به خاطر یه سری شرایط انتظارش رو نداشته، حالا منتظره...
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

پیوندهای روزانه
اسباب بازي
جدول رشد كودك2
جداول رشد كودك1
تعيين سن بارداري بر اساس سايز جنين
تخت و كمد نوزاد
فیلمهای رشد جنین
اینم از رشد مامان جنین
عکسهای سه بعدی جنین
افزایش سایز جنین در مقایسه با گیاهان
اسم اسم اسم
ترانه های کودکان
کتابخانه والدین
مرکز جنین ایرانیان
نی نی سایت
فرهنگ نام گذاری
سایت کودکانه
موسسه مادران امروز
کتاب کودک
پروفسور سلطانزاده
Amazing Pregnancy
بارداری و زایمان
آمادگی دوران بارداری
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386

پیوندها
نیکا کوچولو
نی نی های مردادی
فرشته کوچولوی بهشت ما(شیلا)
برای نخود و فندقم
هدیه ای دیگر
نی نی متولد مهری(لیلا)
نی نی ناز و مامان باباش
زندگی در کنار تو زیباست(روشن)
از آسمون هفتم(پاییزا)
خاطرات مامان جون راحله
داداش هومن خودمون(كتايون)
خاطرات کودک من(ایرن)
نی نی تو راهی
آقا ایلیا
مسافر کوچک(آذین)
خاطرات النا(مامان صنم)
پارميدا خانم (مامان ميتي)
میهمان ارزشمند الهی(شیوا)
هدیه آسمانی(ری را)
زندگی خوب من (مژگان)
کودک ما( آذر)
ققنوس
دلبند(آزيتا،بازكن، منم)
يه مامان منتظر(طاها كوچولو)
عسل بانو و ني ني
خاطرات من و همسر(ليلا)
جاودانه (الي)
ما و تو (يه شازده پسر)
نيلوفر نازگل مامان(پرند)
من هم مامان شدم (حسين و عاليه)
آقا پسر خوشگل ما(افشين مامي)
الناز و دختر خوشگلش
سرآغاز زندگي (مريم مادر)
زندگي من( فربد و ترمه)
دل نوشتهاي مادرانه
ماهان عسلي

آمار و فيد وبلاگ
Free counter and web stats  RSS 

طراحی قالب

POWERED BY
BLOGFA.COM
 

 ماماني كتابخوان مي شود

 این مامانی آخرش که دیگه نرفت نمایشگاه،

يه روز رفت شهر كتاب يه سري كتاب خريد و اومد،

حالا هر روز يكيشون رو برميداره براي من بلند بلند ميخونه،

هي خودش قربون صدقه عكساي اون كتابها هم ميره

ولي من كه نميتونم عكساش رو ببينم

بعدش هم اين ماماني مثل همه كاراي ديگه اش،

كتابا رو هم تند تند ميخونه!

نميگه كه من كوچولوام،

تا بيام يه كلمه اش رو بفهمم

كتابه تموم شده رفته!

تازه توضيح هم نميده بهم

دفعه اول و دوم كه كتاب ميخوند

خوشم ميومد ميومدم هي جلوتر گوش ميدادم!

ولي وقتي ديدم ديگه توضيح نميده و من هم خوب نميفهمم

ديگه خيلي گوش نميدم،

ميگيرم ميخوابم.

البته اگه صداي ماماني بذاره و هي تو گوشم نپيچه !

تازه ديروز از بابايي قول گرفته اون برام بخونه،

همينجا بهت ميگم بابايي

تو هم اگه بخواهي مثل ماماني تند تند بخوني

بيام بيرون يه عالمه بهت لگد ميزنم ها!!

   نوشته شده درشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387  ساعت 10:22  توسط تیستو و نی نی