تبليغاتX
تیستو مامان شده - تولد از دستم رفت

تیستو مامان شده

خاطرات مسافر از راه رسیده

خب می بینم که بسی چشم انتظار من بودین!

راستش تو این مدتی که نبودم،

پنج ماهگیم تموم شد و دارم شش ماهگی رو میشمرم روز به روز!

ولی اگه منتظرین که بگم مثلاً غلت زدن یاد گرفتم یا سینه خیز میرم

باید بگم که اشتباه می کنید خفن

آخه یه بار یه شبه غلت زدم. دیدم سخته،

از طرفی هم هر وری که دلم بخواد بخوابم مامان و بابام میچرخونندم

پس واسه چی خودم رو عذاب بدم و یه موقع خدای نکرده

دستم بمونه زیرم یا صورتم بماله به فرش؟

خلاصه همچنان همونطوری رو زمین میخوابم

و از این کارها خبری نیست.

مامان جونم هم که به فکر امتحاناش بود

دیگه نه تولدی برام گرفت و نه کار دیگه ای کرد.

الان هم برای اینکه دلتون خوش باشه یه سری عکس میخواد بذاره

مثل اینا که مامانم با کلاس شده و تو یه سایتی گذاشته

که خودشون عوض میشن و می تونین ببینینشون

تو اولیش دارم انگشت مامانم رو گاز میگیرم که از هر دندونی ای به نظرم بهتره،

تو دومیش نشستم تو تابم...البته تاب باباییه.

من هم قول دادم خوب نگهش دارم تا بتونیم این تاب رو نسل به نسل منتقل کنیم،

یکی دیگه اش هم معلومه دیگه نشستم وبلاگم رو آپدیت میکنم<

لینک عکسها از دو تا سایت دیگه...(امیدوارم بتونید دیگه ببینید)

عکس ۱:

http://i44.tinypic.com/nw0f2a.jpg

http://irapic.com/view/IMG-5177.JPG.html

عکس ۲:

http://i39.tinypic.com/hskuoz.jpg

http://irapic.com/view/IMG-5266.JPG.html

عکس ۳:

http://i42.tinypic.com/35iat1d.jpg

+ نوشته شده درشنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 21:52 توسط تیستو و نی نی |